العلامة الحلي ( مترجم : على محمدى )

40

شرح كشف المراد ( فارسى )

احتمال اول مستلزم دور است و دور مستلزم توقف الشىء على نفسه و توقف مستلزم تقدم الشىء على نفسه و تقدم مستلزم تناقض است فهو باطل . و احتمال دوم مستلزم آن است كه آن جزء در خودش هم تأثير بگذارد و ايجاد كند ؛ چون خودش هم جزئى از سلسله است و وقتى مؤثر در كل بود ، مؤثر در جزء هم خواهد بود . نيز مستلزم آن است كه آن جزء در علل خويش هم مؤثر باشد ، يعنى ممكنات سابق بر او و در رديف علل او هم توسط همين جزء ايجاد شده باشد و چنين چيزى مستلزم تقدم شىء هم بر خود و هم بر علل خود است ، و كلاهما محالان عقليان بديهيان . احتمال سوم هم مستلزم مطلوب ماست كه واجب الوجودى هست ؛ زيرا موجود در خارج يا ممكن الوجود است و يا واجب الوجود ، و وقتى كه آن عامل مؤثر ممكن نبود حتما بايد واجب باشد ، زيرا حالت سومى وجود ندارد ، پس سلسله ممكنات به واجب منتهى شد . و اما ديگر معقول نيست خود آن واجب به جايى منتهى شود ، و گرنه واجب نخواهد بود ، چنان‌كه در آينده بيشتر بحث خواهيم كرد ، ان شاء اللّه تعالى . اصل ششم . خصايص واجب الوجود : اگر انسان در خود كلمهء واجب الوجود دقت كند ، يك دنيا مطلب نصيب او مىشود و ما به گوشه‌اى از خصايص اشاره كرده و تفصيل آن را به باب صفات ثبوتيه و سلبيه محول مىكنيم : 1 . حقيقتى كه در مقام اثبات او هستيم و نامش را واجب الوجود لذاته مىگذاريم ، بايد داراى جميع كمالات هستى به نحو اتم و اكمل باشد ؛ زيرا هستىبخش جميع ماسوا و كمال‌بخش به ديگران اوست ، پس خود او بايد اين كمالات را در حد اعلا دارا باشد ، و گرنه به قول حكما : فاقد شىء معطى شىء نخواهد بود و به قول شاعر : ذات نايافته از هستىبخش * كى تواند كه شود هستىبخش خشك ابرى كه بود ز آب تهى * نايد از وى صفت آب‌دهى 2 . ما معتقديم كه وجود واجب الوجود و كمالات او عين ذات اوست و از خود ذات مىجوشد و نشأت مىگيرد ، و گرنه اگر زايد بر ذات بوده و از غير كسب كمال